منظومه های شاهنامه شهریار نامه

  نام منظومه : شهریار نامه

نویسنده یا سراینده : هنوز مشخص نیست اما احتمال دارد عثمان مختاری

تعداد ابیات : بیش از ۱۲ هزار بیت دارد.

مربوط به سال : زمان سرایش مشخص نیست

درون مایه منظومه : شهریارنامه منظومه‌ای حماسی و دربردارندهٔ سرگذشت شهریار پسر برزو و نوهٔ سهراب و بازگویی داستان‌های پهلوانی او در هند و سند و سرندیب است. در واقع شهریارنامه دنباله تاریخ حماسی ایران است که به بازگویی سومین نسل از تبار رستم می‌پردازد. کتاب شهریار نامه در قالب مثنوی و همچون دیگر آثار حماسی فارسی، به شیوه شاهنامه سروده شده‌است.

سایر توضیحات در مورد منظومه شهریار نامه : شهریارنامه یکی از منظومه­ های پهلوانی نسبتاً مفصل پس از شاهنامه­ فردوسی است که آغاز و انجام آن افتاده است. این منظومه تنها منظومه­ پهلوانی پس از شاهنامه است که به یکباره و بدون هیچ مقدمه­ای آغاز می­شود و بی­فرجام به پایان می­رسد و چندان توفیقی در میان عامه­ مردم نداشته است. به نظر می­رسد دشواری ابیات، گسستگی پیوند معنایی میان بخش­های مختلف داستان، افتادگی­ های روایت به ویژه در آغاز و پایان داستان از عوامل مؤثر در پذیرش نیافتن این منظومه در میان مردم بوده باشد. در منطقه­ کوه مره سرخی، چهار روایت شفاهی از منظومه ­های پهلوانی پس از شاهنامه موجود است که از این میان، دو روایت «برزونامه» و «بانوگشسب‌نامه» در میان برخی از قصه­­ گویان و راویان رواج دارد اما دو روایت «فرامرزنامه» و «شهریارنامه» در ذهن و زبان مردم جایگاهی ندارد.

این دو روایت تنها به وسیله­ مسن­ترین و معروف­ترین نقال این منطقه  علی حسین عالی‌نژاد، آخرین بازمانده­ نقالان و راویان منطقه  روایت می­شود. در روایت وی منظومه دارای آغاز و پایانی سنجیده و روشن است و سراینده­ آن نیز  که بر اساس تحقیقات انجام شده معلوم نیست- مشخص است. در این جستار تلاش شده است با رویکردی تحلیلی به مباحث زیر پرداخته شود: ذکر خلاصه­ای از آغاز و انجام داستان در روایت نقالی موجود، بررسی و تحلیل عناصر بومی و اساطیری در روایت نقالی، پاسخ به این پرسش که آیا راویان به نسخه­ای کامل از منظومه­ شهریارنامه دسترسی داشته­اند یا خود دست به آفرینش آغاز و انجام منظومه زده­اند، اشاره­ای به تفاوت­ها و شباهت­های روایت نقالی و روایت منظوم، ذکر حکایت چگونگی سرایش منظومه و پاسخ به این پرسش که تا چه میزان می­توان به درستی این حکایت اعتماد کرد.

دربارۀ منبع روایات شهریارنامه، باید گفت اگرچه شماری از پژوهشگران سرایش آن را از روی منبعی منثور که در میان مردم رواج داشته است، دانسته‌اند ، و برخی نیز منبع این داستان را حتى متون پیش از اسلام فرض کرده‌اند ، با‌این‌حال، هیچ سند قطعی در دست نیست که بتوان گفت شهریارنامه نیز مانند شاهنامه، از منبعی منثـور به نظم درآمده است ؛ زیرا با بررسی متون پهلوانی دوره‌های متأخر، درمی‌یابیم که بیشتر گویندگان این دسته از آثار، منبع روایت خود را دفتری منثور معرفی می‌کنند و یا مدعی‌اند که روایت خود را از موبد یا داستان‌گزاری از عهد باستان شنیده‌اند. اگر این روش بیان، تقلیدی از سبک بیان فردوسی نباشد، به احتمال بسیار، گویندگان این دسته آثار بر آن بودند که به روایت خود، مشروعیت و اصالت بدهند و ریشۀ آن‌ را به ادوار کهن برسانند.

از شهریارنامه سه دست‌نویس ناقص در دست است. نخستین آن‌ها متعلق به کتابخانهٔ بانکیپور است و دارای ۱۸۰ برگ است و به گمان در سدهٔ هفدهم یا هجدهم میلادی نوشته شده‌است. گوینده در این نسخه نام یا تخلص خود را «فّرخی» می‌گوید و ازهمین‌ رو برخی پژوهشگران غربی گمان کرده‌اند که شاید منظور همان فرخی سیستانی باشد. نسخهٔ دوم در آکادمی علوم تاجیکستان در دوشنبه نگهداری می‌شود و به نام نسخهٔ چایکین شناخته می‌شود. این نسخه مفصل‌ترین نسخه از این اثر است. قطعه‌ای دیگر دارای سی و دو برگه در کتابخانهٔ بریتانیا وجود دارد که گویا برش‌خورده از نسخه‌ای نگاره‌دار است.    

اشعار شهریار نامه :